کوثر و ساغر و دوقلوهای ناز و شیطون
خاطرات
سلام

[ سه شنبه سی ام شهریور ۱۳۹۵ ] [ 22:33 ] [ مامانی ] [ ]
سلام

[ یکشنبه بیست و هشتم شهریور ۱۳۹۵ ] [ 19:21 ] [ مامانی ] [ ]
سلام

[ یکشنبه بیست و یکم شهریور ۱۳۹۵ ] [ 21:59 ] [ مامانی ] [ ]

 

خداوند لبخند زد
دختر آفریده شد!
لبخند خدا روزت مبارک

عکس نوشته روز دختر

[ پنجشنبه چهاردهم مرداد ۱۳۹۵ ] [ 13:11 ] [ مامانی ] [ ]

 

سلام

خوشبختانه پروژه ی واکسن دو ماهگی دوقلوها به خوبی پشت سر گذاشته شد . دنیز خانوم با وزن 5 کیلو و آراز خان با وزن 4/5 کیلو، هر دوشون نمودار رشدشون خوب بود. اولین روز خیلی بی قراری می کردند خوشبختانه تب نداشتند چون قطره ی استامینیوفن رو سر وقت بهشون دادیم از دومین روز حالشون بهتر شد .

خدا رو شکر

Equipment Syringe Full icon

[ پنجشنبه بیست و چهارم تیر ۱۳۹۵ ] [ 1:24 ] [ مامانی ] [ ]

 

سلام!

بازم اومدم با خبرهای جدید ، خدا رو شکر کوثر خانومی در آزمون نمونه دولتی ششم به هفتم که در تاریخ 28 خرداد برگزار شده بود نمره ی قبولی رو کسب کرده و پذیرش شده ما هم کلی خوشحال شدیم بخصوص ساغر خانومی که از خوشحالی اشک شوق می ریخت قربونشون برم من ....

از دوقلوها بگم که دیگه کم کم گریه هاشون کم شده برای همین الان وقت کردم بیام و  وبلاگمون رو آپ کنم . گل پسرمون رو در 42 روزگی ختنه کردیم که بماند من چقد استرس داشتم و نگران بودم و...

21 این ماه نوبت واکسن دو ماهگیشونه که امیدوارم این پروژه هم به خوبی و سلامتی تموم بشه...

و اما از کوثر خانومی خودم بگم که بیییییییییییییییییییییییییییی نهایت تو این مدت کمک حالم بوده هم تو کارهای خونه و هم تو بچه داری بخصوص دوقلو داری که واقعا کار  سختیه و هم اینکه تو درس و مطالعه احمال کاری نداشته خدا رو شکر .اگه کمک های همسر مهربونم و دخملای گلم نبود اصلا نمی تونستم از عهده اش بر بیام. برای همین از اینجا میگم:

همسر مهربانم و دخملای گلم ( کوثر و ساغر ) عزیز دوستتون دارم و ازتون بی نهایت تشکر میکنم.

کیک قبولی کوثر خانومی از طرف بابایی

[ چهارشنبه شانزدهم تیر ۱۳۹۵ ] [ 22:48 ] [ مامانی ] [ ]

 

الهی!
فطرمان را فاطر، ایمانمان را فاخر و روحمان را طاهر بفرما
عید فطر فرخنده و مبارک باد

[ چهارشنبه شانزدهم تیر ۱۳۹۵ ] [ 22:32 ] [ مامانی ] [ ]

 

سلام ، امروز با عکس دوقلوها اومدم . عکسها مربوط به 45 الی 50 روزگی دوقلوهاست.

(آراز خان و دنیز خانومی)

ساغر خانومی و دوقلوها

آراز خان

[ چهارشنبه شانزدهم تیر ۱۳۹۵ ] [ 22:12 ] [ مامانی ] [ ]

 

سلام!

بالاخره تونستم بعد از مدتها بیام به وبلاگمون سر بزنم . خدا را هزاران مرتبه شکر نی نی قلوهای ما روز سه شنبه 21 اردیبهشت 1395 ساعت 9 صبح صحیح و سالم به دنیا اومدند . قل اول، دخمل خانومی با وزن 2800 و قد 50 سانتی متر و قل دوم آقا پسر با وزن 2300 و قد 49 سانتی متر.

اسم دوقلوهای ما شد ( آراز خان و دنیز خانومی)

عکس 11 روزگی دوقلوها

 

[ سه شنبه بیست و پنجم خرداد ۱۳۹۵ ] [ 18:23 ] [ مامانی ] [ ]

 

سلام!

کم کم داریم روزهای آخر بارداری رو پشت سر می گذاریم 9 ماه با تمام سختی ها و خوشی هاش داره به پایان میرسه، کوثر و ساغر هر روز ، روز شماری می کنند و به امید خدا 21 اردیبهشت صبح میرم بستری بشم و دوقلوهای شیطون بلا پا روی زمین خاکی میزارن ....

totalgifs.com gravidas gif gif ccmpreg7b1.gif 

[ جمعه دهم اردیبهشت ۱۳۹۵ ] [ 11:44 ] [ مامانی ] [ ]

 

پدر جان ،

با یك دنیا شور و اشتیاق وضوی عشق می گیرم و پیشانی بر خاك می  گذارم و خداوند را شكر می كنم كه فرزند انسان بزرگ و وارسته ای چون شما  هستم. پدر جان عاشقانه دوستت دارم و دستانت را میبوسم.

 کارت پستال روز پدر   سری 1 ،

[ پنجشنبه دوم اردیبهشت ۱۳۹۵ ] [ 10:56 ] [ مامانی ] [ ]

 

سلام عرض میکنم خدمت تمام دوستان و خوانندگان عزیز

این هفته با کلی خبر خوب اومدم ، از دخملای گلم بگم که سخت مشغول درس و مدرسه و امتحان هستند چون تا امتحانات ترم دوم دیگه چیزی نمونده برای همین تکالیفشون زیاد شده و سخت مشغولند. دخترای گلم خیلی دوستتون دارم و امیدوارم پله های ترقی رو یکی پس از دیگری با موفقیت طی کنید من و بابایی همیشه آرزومند موفقیت و سربلندی شما هستیم و هر کاری از دستمون بر بیاد اصلا اصلا کوتاهی نمی کنیم.

راستی ساغر جونی تو امتحان سپیدار خانه ریاضیات شهرستان در مقطع سوم ابتدایی مقام اول رو کسب کرده ، من و بابایی خیلی خوشحال شدیم و به هر دوتون افتخار می کنیم.

از دوقلوهای شیطون بلا بگم که ماشاالله بزرگ شدن و کم کم دیگه فکر کنم جاشون تنگ شده و هی اونجا دارن ورجه وورجه میکنن ، دیگه اینکه خیلی سنگین شدم و چند قدم که راه میرم زود نفسم میگیره و خسته میشم بابا رضای مهربون هم کلی حواسش به منه ، تو این مدت کلی از کارهای خونه و کارهای روزمره افتاده گردن بابایی . عیب نداره دیگه راهی نمونده و کمتر از یه ماه دیگه انشا الله میاین بغلمون.

شنبه این هفته سونو داشتم و باز تونستیم شما فسقلی ها رو ملاقات کنیم .

خدا روشکر هر دوتون حالتون خوبه و کیفتون کوک، طبق سونو: ( سن حاملگی 32 هفته و 4 روز ، قرار هر دو جنین سر در بالا می باشد . وزن دخمل شیطون بلا 1867 گرم و وزن پسمل طلا هم 1748 گرم ) بود . دخمل شیطون بلا وزنش از داداشی بیشتره ...

خانوم دکتر گفتند هفته بعد بیا تا روز زایمان رو مشخص کنم . به امید خدا 31 فروردین دوباره وقت دکتر دارم میرم تا وقت سزارین رو مشخص کنند. 

[ پنجشنبه بیست و ششم فروردین ۱۳۹۵ ] [ 19:23 ] [ مامانی ] [ ]

 

با سلام

امسالم طبق سالهای گذشته 13 بدر رو تا الان باغ آقاجون بودیم. خیلی بهمون خوش گذشت مخصوصا برای بچه ها که از صبح تا حالا مشغول بازی و خوشگذرونی بودند . مراسم ناهار پزون هم طبق معمول به عهده آقایون بود .

بعد از ناهار هم مراسم چای زغالی و قلیون و بزن و برقص بچه ها و در خاتمه هم مراسم (عیران آشی) همان آش دوغ با سبزیهای محلی و بهاری تازه که از باغات اطراف به وسیله خواهرها و خاله مریم (خاله من) چیده شده بود و زحمت پخت آش خوشمزه نیز طبق معمول خاله مریم کشیدند

از اینجا دست مادر و پدر مهربونم رو میبوسم به خاطر تمام زحماتی که برامون می کشند بخصوص پدر نازنینم که از دیروز زحمت آب و جارو کردن باغ و روشن کردن بخاری زغالی و زحمت خرید تمام وسایل پذیرایی رو به عهده گرفته بود تشکر میکنم .

پدر و مادر عزیزم دوستتون دارم امیدوارم همیشه سایه ی پر مهر شما بالای سرمون برقرار باشه. انشاالله

[ جمعه سیزدهم فروردین ۱۳۹۵ ] [ 19:35 ] [ مامانی ] [ ]

 

یا مقلب القلوب و الابصار یا مدبرالیل و النهار

یا محول الحول و الاحوال حول حالنا الی احسن الحال

حلول سال نو و بهار پرطراوت را که نشانه قدرت لایزال الهی و تجدید حیات طبیعت می باشد

رابه تمامی عزیزان تبریک و تهنیت عرض نموده و سالی سرشار از

برکت و معنویت را ازدرگاه خداوند متعال و سبحان برای شما عزیزان مسئلت می دارم .

[ یکشنبه یکم فروردین ۱۳۹۵ ] [ 18:53 ] [ مامانی ] [ ]

 

 آخرین سه شنبه ی سال خورشیدی را با برافروختن آتش

و پریدن از روی آن به استقبال نوروز می رویم

زردی من از تو سرخی تو از من

جشن باستانی چهارشنبه سوری مبارک

[ چهارشنبه بیست و ششم اسفند ۱۳۹۴ ] [ 0:7 ] [ مامانی ] [ ]

 

دخترم، عزيزم، فرشته كوچك من ...

به تو كه مي نگرم، همه زيبايي دنيا را، هر آنچه وصف شدني و هر آنچه توصيف ناپذير است را، يكجا مي بينم...

در يكايك لحظه هاي بودنم، برايت سلامتي، شادماني، موفقيت و سربلندي آرزو ميكنم.

دوستت مي دارم بيش از آنكه در حجم انديشه ها بگنجد، از خدا ميخواهم ياري ام كند در اين امر خطير، تا به تو بهترين ها را بياموزم و تو را هم آن سان كه شايسته بهترينها هستي پرورش دهم...

پروردگارا، مهربانا! زيباترين و برترين هديه های عمرم را تو به من دادي، آنان را بر من ببخش و همراهم باش تا رساندن فرشته هایم بر اوج قله هاي موفقيت و نشاندن شاهين بخت و اقبال بر شانه هاي ظريف و كوچكشان....

دخترم، تولدت مبارك.

 

[ پنجشنبه بیستم اسفند ۱۳۹۴ ] [ 23:56 ] [ مامانی ] [ ]

 

سلام عرض میکنم خدمت خوانندگان عزیز...

دیروز نوبت سونو داشتم. عصر با همسری رفتیم و من از احوالات دوقلوهای ناز خودم با خبر شدم . خدا رو هزاران مرتبه شکر که حالتون خوبه و کیفتون کوکه.

دخمل شیطون بلای خودم با وزن 1051 گرم و پسمل گلم هم با وزن 990 گرم بود .

شیطون بلاهای مامان ، من و بابایی خیلی خوشحال بودیم که شما رو ملاقات کردیم و از احوالاتتون باخبر شدیم . خلاصه که دیگه چیزی نمونده من و بابایی و آبجی های گلتون بی صبرانه منتظر اومدن شماها هستیم.

خوب بخورین و استراحت کنین که انشا الله سالم و سرحال و تپل بیاین بغلمون.

[ دوشنبه هفدهم اسفند ۱۳۹۴ ] [ 10:35 ] [ مامانی ] [ ]

 

نونهال نورسته ام:

صدای اذان مثل آواز قناری هاست، چیزی در دل کوچکت می جوشد، هنگام نماز است. بزرگ شده ای باید به درگاه خدا بروی، گوش بده با تو سخن می گوید، وضو کن، تمام گردی صورتت را بشوی، حالا با دست چپ آب روی دست راستت بریز، از  آرنج به پایین دست بکش، اللهم صل علی محمد و آل محمد. حالا دست چپت را همان طور بشوی، اللهم صل علی محمد و آل محمد. مسح سر بکش از بالا به پایین، پاهایت را نیز مسح کن اول پای راست و بعد پای چپ.

درود بر تو/ خدا پاکیزگان را دوست دارد.

سجاده ات رو به قبله پهن است، رو به قبله بایست، سلام ما را هم به خدایت برسان.

الله اکبر، بسم الله الرحمن الرحیم

یا ایتهاالنفس المطمئنه، ارجعی الی ربک راضیه مرضیه/ فادخلی فی عبادی و ادخلی جنتی

دختر گلم ، ساغر خانومی...

رسیدن به سن تکلیف که شکوفایی گل وجود در بوستان توحید است بر شما مبارک باد. امید که در پرتو عبادت و نیایش، محیط را عطر آگین نموده و با برقراری ارتباط بیشتر با خدای مهربان در انجام تکالیف الهی موفق باشی.

[ دوشنبه هفدهم اسفند ۱۳۹۴ ] [ 10:19 ] [ مامانی ] [ ]

 

 

باسلام خدمت تمام خوانندگان عزیز 

خیلی وقت بود که میخواستم بیام و چند تا  مطلب بزارم ولی اصلا وقت نمی کردم 

دلیلش هم این بود که مشغول نوشتن پایان نامه بودم و خدا رو صد هزار مرتبه شکر تونستم روز دوشنبه 26 بهمن ماه دفاع کنم و بالاخره پرونده ی پایان نامه و جلسه ی دفاع هم به خوبی و خوشی بسته شد 

از احوالات خودمون بگم که دخترا حالشون خوبه و مشغول درس و مشق اند . ساغر خانومی دیروز یکم سرفه و تب داشت برا همین نرفت مدرسه و بعد از ظهر دو تا آمپول نوش جان کرد و خدا رو شکر امروز حالش خیلی بهتره. 

از نی نی گولوهای خودم بگم که همش در حال تکون خوردن و شیطونی کردن تو دل مامان هستند . امروز صبح دخملا می گفتند مامان خیلی دلمون میخواد دوقلو ها رو زودتر ببینیم . ولی منم میگم دوقلوهای شیطون بلای من اصلا عجله نکنید و انشاالله سر موقع دنیا بیایید . به لطف خدا دیگه راهی نمونده و دو سوم راه رو رفتیم. دیگه سرتون رو درد نمیارم . 

چون سرم شلوغ بود نتونستم ولنتاین رو تبریک بگم ، برای همین با تاخیر 

ولنتاین رو به تمام عاشقای دنیا تبریک عرض می کنم.

[ پنجشنبه بیست و نهم بهمن ۱۳۹۴ ] [ 10:25 ] [ مامانی ] [ ]

 totalgifs.com gravidas gif gif ccmpreg4c.gif

سلام. خیلی خوشحالم و خدای بزرگ رو شاکرم که دوباره منو لایق مادر شدن کرد.  

سی ام شهریور روز تولد همسری فهمیدیم باردارم. وقتی برای اولین بار رفتیم سونو آقای دکتر گفتند که دو تا نی نی  با ضربان قلب طبیعی... من و همسری خیلی شوکه شدیم چون اصلا انتظار دوقلو رو نداشتیم . من که تا برسیم خونه همونجور تو شوک بودم. ولی همسری خیلی از دوقلو بودنشون ذوق زده بود . 

خلاصه خدا رو شکر می کنم که دو تا از فرشته های گلش رو تو دامن من گذاشته . امروز که این مطلب رو می نویسم تازه وارد پنج ماهگی شدیم و نیمی از دوران بارداری رو سپری کردیم. هفته پیش سونو آنومالی داشتیم که جنسیت نی نی ها معلوم شد یه دختر ناز و یه پسمل خوشگل.

از دخملای گل خودم بگم که از وقتی فهمیدن صاحب نی نی دوقلو شدیم خیلی خوشحالند و خیلی حواسشون به منه که تو خونه کار نکنم و اذیت نشم . قربون دخملای گلم برم که این قدر هوای منو دارین .    

totalgifs.com gravidas gif gif ccmpreg5c.gif

[ شنبه دوازدهم دی ۱۳۹۴ ] [ 10:34 ] [ مامانی ] [ ]
درباره وبلاگ

ما کوثر و ساغر گلهای زندگی مامان و بابا هستیم.کوثر متولد 18/8/1382 و ساغر متولد 20/12/1385 ، راستی مامانی این وبلاگ رو می نویسه تا در آینده خاطراتمون رو بخونیم و ادامه اش بدیم.
امکانات وب

دریافت كد ساعت


آرشیو کد آهنگ