|
کوثر و ساغر خوشگلای مامان و بابا خاطرات
|
سرو سایه گستر زندگی فردا روز ولادت بانوی دو عالم حضرت فاطمه ی زهراست . این روز بزرگ رو به مامان مهربون و بی نظیر خودم و مادر شوهر عزیزم و به تمام مامانهای وبلاگی و مامانهای دنیا تبریک میگم. و از اینجا دست تک تکشون رو میبوسم. [ جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391 ] [ 18:59 ] [ مامانی ]
[ ]
ای معلم تو را سپاس : ای آغاز بی پایان ، ای وجود بی کران ، تو را سپاس .ای والا مقام ، ای فراتر از کلام، تورا سپاس. ای که همچون باران بر کویر خشک اندیشه ام باریدی سپاست می گویم، تو را به اندازه تمام مهربانی هایت سپاس می گویم . ای نجات بخش آدمیان از ظلمت جهل و نادانی،ای لبخندت امید زندگی و غضبت مانع گمراهی تو را سپاس می گویم . این تویی که با دستان پر عطوفتت گلهای علم و ایمان را در گلستان وجود می پرورانی و شهد شیرین دانش را به کام تشنگان می ریزی. پس تو را ای معلم به وسعت نامت سپاس می گویم . همان نامی که چهار حرف بیشتر ندارد ، اما کشیدن هر حرف و صدایش زمانی به وسعت تاریخ نیاز دارد. مهر ایزدی بر فراز دستانم بدرقه ی استادی که راه و رسم درست زیستن را به من آموخت. امروز بهانه ایست تا بوسه ای نثار دستانت شود و تبریکم را تقدیمت کند همسر عزیزم روزت مبارک
باباجون روزت مبارک ادامه مطلب [ دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1391 ] [ 23:54 ] [ مامانی ]
[ ]
سلام دوستان بازم اومدم با یه پست دیگه ، کم کم امتحانات میانترمم شروع شده و بعد از اونم امتحانات پایان ترم شروع میشه . ولی من بازم مرتب میام و به وبلاگمون سر میزنم ، امروز سه روزه که کمرم به شدت درد میکنه راستی پنجشنبه خانواده ی ما و خاله شیوا و عمو بهزاد با هم دیگه رفتیم اطراف شهرمون طبیعت گردی ، ادامه مطلب [ دوشنبه چهارم اردیبهشت 1391 ] [ 13:10 ] [ مامانی ]
[ ]
باسلام خدمت دوستان عزیزم ، امروز ۱۳ فروردین روز طبیعت گردیه این روز رو به همتون تبریک میگم و امیدوارم طبیعت گردی به همه ی شما خیلی خوش گذشته باشه . ما هم طبق روال هر سال صبح امروز رفتیم باغ آقا جون (بابای من) و تا ساعت ۵ بعد از ظهر اونجا بودیم بعد از رسیدن به خونه بچه ها رفتند دوش گرفتند و منم اومدم تا یادم نرفته امروز رو به همتون تبریک بگم و همینکه چند تا عکس تو باغ گرفتیم تو این پست بزارم . امروز واقعا روز خوبی برامون بود خیلی بهمون خوش گذشت بچه ها هم کلی بازی کردند. آقاجون برای بچه ها تاب بازی درست کرده بود از صبح رفته بود تو باغ و خونه باغ رو برامون آب و جارو کرده بود بخاری زغالی رو روشن کرده بود تا اگه تو حیاط باغ سردمون شد بریم تو خونه باغ . جا داره از اینجا از بابای گلم تشکر کنم به خاطر همه ی زحمتهایی که برامون میکشه ، و از ته قلبم میگم (باباجونمممممممممم خیلیییییییی دوستتتتتتتتتتتتتتتتت دارم). بعد از ناهار هم رفتیم و باغهای اطراف رو گشتیم . عکسها رو تو ادامه ی مطلب ببینید ادامه مطلب [ یکشنبه سیزدهم فروردین 1391 ] [ 19:11 ] [ مامانی ]
[ ]
يا مقلب القلوب و الابصار يا مدبراليل و النهار يا محول الحول و الاحوال حول حالنا الي احسن الحال حلول سال نو و بهار پرطراوت را كه نشانه قدرت لايزال الهي و تجديد حيات طبيعت مي باشد رابه تمامي عزيزان تبريك و تهنيت عرض نموده و سالي سرشار از بركت و معنويت را ازدرگاه خداوند متعال و سبحان براي شماعزيزان مسئلت، می دارم. امیدوارم سال جدید - سال ۹۱ سال خوب و پر برکتی برای من و خانواده خوبم و فرشته های گلم (کوثر و ساغر ) و همه ی دوستان خوب وبلاگی باشد. چند تا عکس از بچه ها موقع چیدن سفره ی هفت سین
این دو تا عکسم بچه ها دوربین رو بردن حیاط و پارکینگ و کوثر از ساغر عکس گرفته ، ساغر اومده میگه مامان چند تا عکس گرفتیم بزار تو وبلاگ باشه ... اینم از عکسها ...
[ پنجشنبه سوم فروردین 1391 ] [ 18:33 ] [ مامانی ]
[ ]
بیایید در غروب آخرین سه شنبه سال برای گردگیری افکارمان سال و مال و فال و حال و اصل و نسل و بخت و تخت [ چهارشنبه بیست و چهارم اسفند 1390 ] [ 7:17 ] [ مامانی ]
[ ]
با عرض سلام خدمت تمام خوانندگان وبلاگ ، و دوستان وبلاگی و عذر خواهی از دخترای گلم بابت این که خیلی وقته که به وبلاگمون سر نزدم .و به خاطر مشغله ی زیاد دیر به دیر آپ میکنم. دیگه کم کم داریم به عید نزدیک میشیم و چیزی تا پایان سال ۹۰ نمونده ، و همه ی خانوم ها و مامانهای گل مشغول خرید و خونه تکونی هستند. بالاخره روز پنجشنبه هجدهم اسفند نی نیه عمه حوری به دنیا اومد . یه دخمل تپل و مپل و خوچکل که اسمش رو (سئویل گذاشتن به معنای مورد پسند ایل ) .از اینجا به عمه حوری هم قدم نو رسیده رو تبریک میگم . اینم عکس نی نی کوشولو
دیروز ۲۰ اسفند تولد دختر عزیز و کوشولوی مامانی ساغر بود. بعد از ظهر یه تولد کوچولو براش گرفتیم . یه جشن تولد خودمونی ، خاله شیوا و عمو بهزاد هم زنگ زدن گفتند منتظر باشین ما هم میخوایم تو جشن تولد ساغر شرکت کنیم که اونا رو هم دعوت کردیم . عمه رعنا هم اومد خونمون و تو جشن تولد شرکت کرد . خلاصه خیلی روز خوبی بود بهمون خیلی خوش گذشت مخصوصا به ساغر .... کادوی عمو بهزاد و خاله شیوا یه بلیز خیلی خوشگل ، کادوی عمه رعنا هم وجه نقدی بود، آقاجون و مامان جون نیز کادوشون وجه نقدی بود دستشون درد نکنه. منم دادم دختر عموم واسه ساغر یه لباس خیلی خوشگل دوخته که بعدا سر فرصت عکش رو میزارم. عکسهای تولد ساغر جون
وجود تو تنها هدیه گرانبهایی بود که خداوند من را لایق آن دانست و هدیه من به تو نازنین قلب مادری است که فقط برای تو میتپد عاشقانه و صادقانه دوستت دارم و سالروز تولدت را تبریک میگویم تولدت مبارک [ یکشنبه بیست و یکم اسفند 1390 ] [ 8:25 ] [ مامانی ]
[ ]
با سلام خدمت تمام دوستان خوب وبلاگی، امیدوارم حال همتون خوب باشه ، ما هم خوبیم . پنج شنبه ی این هفته امتحانات منم تموم شد خدا رو شکر میکنم که تونستم این ترم رو هم با نمره های عالی به پایان برسونم. در ضمن جمعه هم ناهار دعوت داشتیم و رفته بودیم مهمونی خونه ی دوست عزیزمون فاطمه جون که خیلی بهشون زحمت دادیم ، و کلی هم برامون خوش گذشت . از بچه ها هم چند تا عکس تو مهمونی گرفتم که تو این پست میزارم. دخملا هر جا میرن باید نقاشی بکشن اینم یه نمونش...
اینم عکس پیشی فاطمه جون
[ یکشنبه دوم بهمن 1390 ] [ 17:52 ] [ مامانی ]
[ ]
کریسمس نه یه زمانه و نه یه فصل، بلکه یک یادبوده،در واقع گرامی داشتن صلح و حسن نیت، رحیم و بخشنده بودن، باعث میشه روح واقعی کریسمس رو لمس کنیم.
لذت در قلب کسانی که به معجزه ی کریسمس اعتقاد دارند بازتاب میکند. برای شما تمام صلح ، لذت و عشق این فصل رو آرزو میکنم . تغییر فصل رو بهتون تبریک میگم.
سال نوی میلادی ۲۰۱۲ را به تمام مردم جهان ، به خصوص هم وطنهای عزیز مسیحی تبریک عرض میکنم و امیدوارم سال خوب و پر باری باشه...
[ جمعه نهم دی 1390 ] [ 22:45 ] [ مامانی ]
[ ]
مهربان ترین بابا و مامان دنیا خوشبختی من در بودن باتو است و روز رسیدن به تو تقدیر خوشبختی من است. تو آمدی و عمیق ترین نگاه را از میان چشمان دریایی ات به وصال قلبم نشاندی. زیباترین گلهای دنیا تقدیم به تو ، بهترین عشق دنیا. دوم دی ماه ، روز یکی شدنمان را از صمیم قلب تبریک میگویم و به تکرار تپشهای قلبم دوستت دارم. وای باورم نمیشه یازده سال گذشت ، روزهای خوبی رو با هم گذروندیم و خداوند را سپاس گزارم که دو تا فرشته ی کوچولو رو بهمون هدیه داد . که به زندگیمون رنگی دوباره بخشیدند.
[ جمعه دوم دی 1390 ] [ 21:56 ] [ مامانی ]
[ ]
سلام و صد تا سلاااااااااااااام به همه ی دوستان خوب خودم امیدوارم که حال همتون خوب باشه اومدم شب یلدا بلندترین شب سال رو به همتون تبریک بگم . امیدوارم که شب خوبی در کنار خانواده ودوستان داشته باشید.
یلدا یعنی یادمان باشد که زندگی آنقدر کوتاه است که یک دقیقه بیشتر با هم بودن را باید جشن گرفت یلدایتان مبارک. اینم هندونه ای که آقا فرهاد نامزد آبجی کوچیکه براش گرفته بود
[ چهارشنبه سی ام آذر 1390 ] [ 12:31 ] [ مامانی ]
[ ]
[ جمعه بیست و پنجم آذر 1390 ] [ 20:26 ] [ مامانی ]
[ ]
عاشورا یعنی...
عاشورا يعني قطرات اشكي كه حسين براي فرداي اهل بيت خويش ريخت ، عاشورا يعني جمع كردن خارهاي بيابان در شب تاريك ، يعني سيراب كردن كودك شيرخواره با سرانگشتان پيكاني تيز، عاشورا يعني ضجه هاي كودكاني غريب درصحرايي سوزان ، يعني فرو رفتن خارهاي بيابان در پاهاي كودكانه اي كه به دنبال عشق نداي لبيك سرداده بودند ، يعني اوج مردانگي و ايستادگي ، يعني تجسم تمام غيرت هايی كه در چشمهاي نجيب عباس سو سو ميزد، عاشورا يعني دلدادگي به سرچشمه پاكيها ، يعني طعم شيرين عطش در كنار يار، پيامد عشق ورزي به نور ، عاشورا يعني صداي گريه هايي كه از سر تشنگي در گلو خفه ميشد، يعني پر كردن مشك آب در عين عطش ، يعني پرپر شدن و دم بر نياوردن ، يعني به آسمان پرتاب كردن خون گلوي شش ماهه اي كه از تشنگي به چشمان پدر خيره شده بود، يعني دفن كردن تمام احساس خويش در پشت خيمه ها ، عاشورا يعني وادع آخرين خواهري خسته با برادري از جنس نور، يعني عين صداقتي كه در آسمان ها نظيرنداشت ، يعني سكوتي كه در تمام فريادها به گوش رسيد ، و نوازشي كه بر چشمان پير وفرتوت خاكستر نشسته مردمان آواز شكست پيروز را زمزمه ميكرد، عاشورا يعني فرود همه ی غيرت هاي آسمان در زمين و پرواز همه پاكيها به آسمان...
![]() ![]() فرا رسیدن ماه محرم ، و ایام سوگواری سومین امام شیعیان آقا ( ابا عبد الله الحسین) را به تمام شیعیان جهان و به خصوص ملت ایران و تمام دوستان و بلاگی تسلیت عرض مینمایم.
[ شنبه پنجم آذر 1390 ] [ 22:4 ] [ مامانی ]
[ ]
نازد به خودش خدا که حيدر دارد / درياي فضائلي مطهر دارد
ادامه مطلب [ دوشنبه بیست و سوم آبان 1390 ] [ 12:10 ] [ مامانی ]
[ ]
![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]()
با سلام خدمت دوستان ، امروز تولد دختر گلم کوثر بود . ( روزی که به دنیا آمدی هرگز نمیدانستی زمانی خواهد رسید که آرامش بخش روح و روان کسی باشی که با بودن تو دنیا برایش زیباتر است دخترم با تمام وجود برات آرزوی بهترینها رو دارم و میگم تولدت مبارککککک ).
ادامه مطلب [ چهارشنبه هجدهم آبان 1390 ] [ 22:39 ] [ مامانی ]
[ ]
[ دوشنبه شانزدهم آبان 1390 ] [ 8:37 ] [ مامانی ]
[ ]
با سلام ، این هفته روز جمعه رو به اتفاق خانواده ی آقا جون و خاله ها به دامنه های سهند رفتیم روستا های اطراف سهند خیلی دیدنی بود باغهای سیب و چشمه های خروشان ، مناظر دیدنی ،جای همه ی دوستان خالی . ولی یه کمی هوا سرد بود چند تا عکس از باغهای سیب گرفتم ، در ضمن از یکی از باغها هم یک درخت سیب رو خریداری کردیم یعنی محصول اون درخت رو باید خودمون میچیدیم . خیلی برامون جالب بود و خیلی خوش گذشت.... جاداره اینجا از تمام دوستان وبلاگی که با نظرهای خوبشون ما رو خوشحال میکنند تشکر کنم .
دخترا اسم این عروسک رو گذاشتن نانسی
این همون باغیه که ازش سیب خریدیم
بابایی و ساغر در حال چیدن سیب
جمع آوری سیب توسط ساغر
و کوثر ....
[ یکشنبه هفدهم مهر 1390 ] [ 7:33 ] [ مامانی ]
[ ]
![]() ![]() ![]() ![]()
سلام دوستان عزیز وبلاگی،چند تا عکس داغ که اهمین الان از ساغر و صفا در حال آب بازی گرفتم که دوست دارم تو این پست بزارم... راستی امروز چند ساعت پیش رفتیم خونه ی بابا بزرگ ، عیادت عمه حوری که یه کمی مریض بود و فشارش افتاده بود. آخه عمه حوری قراره یه نی نی کوچولو بیاره ... منم خوشحالم که دارم زن دایی میشم جا داره از اینجا هم به عمه حوری تبریک بگم. کوثر خانوم اصرار کرد که بمونه ما هم اجازه دادیم ناهار بمونه و عصر بابایی بره دنبالش بعد از برگشتن به خونه ساغر گفت مامانی میشه زنگ بزنی صفا بیاد بازی کنیم منم زنگ زدم و از بابایی صفا اجازه گرفتم صفا جون اومد (آخه با هم همسایه ایم) و باساغر تو حیاط بازی کردند ، منم از فرصت استفاده کردم و ازشون چند تا عکس گرفتم
جای کوثر خالیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی
[ پنجشنبه چهاردهم مهر 1390 ] [ 14:17 ] [ مامانی ]
[ ]
نگین قم شهرها انگشترند و «قم» نگین قم، هماره حجّت روی زمین تربت قم قبله عشق و وفاست شهر علم و شهر ایمان و صفاست مرقد «معصومه» چشم شهر ما مهر او جان های ما را کهربا دختری از اهل بیت آفتاب وارث دُرّ حیا گنج حجاب در حریمش مرغ دل پر می زند هر گرفتار آمده در می زند هر دلی این جاست مجذوب حرم جانْ اسیر رشته جود و کرم دیده پاکان به قبرش دوخته عصمت و پاکی از آن آموخته
ای که به قم قدر و بها داده ای ولادت حضرت معصومه رو به تمام دختران ایران زمین به خصوص به گلهای زندگیمون (کوثر و ساغر ) ، تبریک عرض مینمایم. [ پنجشنبه هفتم مهر 1390 ] [ 15:20 ] [ مامانی ]
[ ]
من هم به نوبه ی خودم روز باز گشایی مدارس رو اولا به تمام معلمان زحمت کش و مهربان ،ثانیا به دانش آموزان خوب و درس خوان تبریک میگویم .وامیدوارم سال تحصیلی خوب و موفقی داشته باشند. ضمنا سال تحصیلی جدید رو به شوشوی مهربان و پرتلاش و به دختر نازم کوثر خانوم تبریک عرض می نمایم وامیدوارم سال تحصیلی خوب و موفقی داشته باشند. راستی کوثر جون امسال کلاس دومی شده وخیلی خوشحال بابت اینکه فردا میره مدرسه ،و تمام وسایل مورد نیاز رو آماده کرده که ان شاالله از فردا شروع به تحصیل کنه،کوثر جون کلاس دومیت مبارک... چند تا عکس از دخمل گلم ،که تازه از مدرسه اومده...
دخترم امیدوارم پله های ترقی رو یکی پس از دیگری با موفقیت به پایان برسونی و در آینده فرد مفیدی برای جامعه باشی .
[ شنبه دوم مهر 1390 ] [ 22:56 ] [ مامانی ]
[ ]
|